کوچکترین وبلاگ یا مهدی عج

دانلود انواع مداحی جدید، اسامی، نامهای پسر و دختر مذهبی، درسهای اخلاقی، عکس های مذهبی

کوچکترین وبلاگ یا مهدی عج - شعرهای زیبا

علیرضا
کوچکترین وبلاگ یا مهدی عج دانلود انواع مداحی جدید، اسامی، نامهای پسر و دختر مذهبی، درسهای اخلاقی، عکس های مذهبی

چاووش و چاوو شخواني در سفرهاي زيارتي، بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا، چاووشی برای حجاج، چاوشی سفر

چاووش خواني برای زائران عتبات عالیات و حجاج بیت الله الحرام

متن اشعار چاوش

دانلود چاووشی مسافران سوریه

چاووش و چاوو شخواني در سفرهاي زيارتي، بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا، چاووشی برای حجاج، چاوشی سفر کربلا، چاووش سفر عتبات عالیات، اشعار بدرقه زائران کربلا سوریه و نجف


موضوعات مرتبط: شعرهای زیبا
برچسب‌ها: چاووش و چاوو شخواني در سفرهاي زيارتي , بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا , چاووشی برای حجاج , چاوشی سفر کربلا , چاووش سفر عتبات عالیات



تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 23:18 | نویسنده : علیرضا |



فرزند شهید ...

 

عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود


ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود

گفتند : رفته گل ... نه گلی گم ... دلش گرفت


یعنی که از اجازه بابا خبر نبود

چندین بهار منتظرش بود و برنگشت
آن فصل های سرد که بی درد سر نبود

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

ای کاش نامه ای ، خبری ، عطر چفیه ای
رویای دخترانه او بیشتر نبود

عکس پدر ، مقابل آیینه ، شمعدان
آن روز دور سفره به جز چشم تر نبود

عاقد دوباره گفت: وکیلم ؟ ... دلش شکست
یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود

او گفت: با اجازه بابا ، بله بله
مردی که غیر خاطره ای مختصر نبود...

http://farhangestanrey.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: شهیدان اعجوبه ، شعرهای زیبا
برچسب‌ها: خطبه عقد فرزند شهید , فرزند شهدا , ازدواج دختر شهید , عکس پدر سر سفره عقد و عروسی


تاريخ : پنجشنبه یکم خرداد 1393 | 10:13 | نویسنده : علیرضا |



شعری زیبا تقدیم به امام زمانم عج

  • شعری زیبا تقدیم به امام زمانم عج  از  مرحوم فیض کاشانی
  • الا يا اَيُها المَهدي مُداوم الوَصل ناولها1
  • كه در دوران هجرانت بسي افتاده مشكلها
  • صبا از نكهت2 كويت نسيمي سوي ما آورد
  • ز سوز شعلة شوقت چه تاب افتاد در دلها
  • چو نور مهر تو تابيد بر دلهاي مشتاقان
  • ز خود آهنگ حق كردند و بربستند محملها
  • دل بي‌بهره از مهرت حقيقت را كجا يابد
  • حق از آئينه رؤيت تجلي كرد بر دلها
  • بكوي خود نشاني ده كه شوق تو محبّان را
  • ز تقوي داد زاد ره، ز طاعت بست محملها
  • بحق سجّاده تزيين كن مهل محراب و منبر را
  • كه ديوان فلك صورت از آن سازند محفلها
  • شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين حائل
  • ز غرقاب فراق خود رهي بنما به ساحلها
  • اگر دانستمي كويت بسر مي‌آمدم سويت
  • خوشا گر بودمي آگه ز راه و رسم منزلها
  • چو بيني حجت حق را بپايش جان فشان اي فيض
  • مَتي ما تَلْقَ مَنْ تَهْوي، دَعِ الدُّنيا وَ اَهْمِلها3

  •  پي نوشت : 1 . اي حضرت مهدي وصل مدام، به ساحت حضرتت را نصيب ما فرما.2 . بوي خوش. 3 . آنگاه كه خواهي به ملاقات آن كس كه هواي او را داري برسي دنيا را واگذاشته و بدان پشت پا زن

موضوعات مرتبط: مهدویت و ظهور ، شعرهای زیبا
برچسب‌ها: الا يا اَيُها المَهدي مُداوم الوَصل ناولها , فیض کاشانی


تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 | 13:33 | نویسنده : علیرضا |



بیت دوم را امام زمان سرود

بیت دوم را امام زمان سرود

جناب آقاي مصطفي حسني تعريف كردند: روزي همراه بعضي از دوستان جهت زيارت آقاي مجتهدي به قزوين رفتيم، محل سكونت ايشان منزل آقاي حاج فتحعلي بود.
بعد از اينكه لحظاتي را در خدمتشان سپري كرديم، خطاب به جناب حاج فتحعلي فرمودند:
كاغذ و قلمي تهيه كنيد تا يك دوبيتي درباره ي حضرت ابوالفضل(عليه السلام) بگويم،‌حاج علي آقا يك برگ كاغذ و قلمي به ايشان دادند.
پشت كاغذ مقدار اندكي خط خوردگي داشت، هنگامي كه آقا آنرا گرفته و مشاهده نمودند فرمودند؛ اسم حضرت را بر روي كاغذ قلم خورده نمي نويسند.
اين بيان و اظهار ايشان نشانگر نهايت ادب و احترام نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) بود.به هر حال حاج علي آقا فورا كاغذي كاملا تميز مهيا نمودند، آنگاه آقاي مجتهدي گفتند: حضرت ولي عصر ارواحنا فداه مي فرمايند: هر كس با اين دوبيت شعر متوسل به عمويم قمر منير بني هاشم حضرت عباس بشودحتما حاجتش برآورده خواهد شد، و سپس شروع به خواندن بيت اول كردند و در فاصله بيت اول و دوم حدود نيم ساعت با شدت تمام مي گرستيدند،‌آنگاه بيت دوم را خوانده و باز حدود نيم ساعت شديدا گريه كردند،‌آنگاه دوبيتي را روي كاغذ نوشتيم كه عبارت بود از:


يادم ز وفـاي اشجع نـاس آيد
وز چشم ترم سوده ي الماس آيد
آيد به جهان اگر حسيـن دگري
هيهات برادري چو عبــاس آيد


موضوعات مرتبط: شعرهای زیبا
برچسب‌ها: بیت دوم را امام زمان سرود


تاريخ : چهارشنبه هفتم اسفند 1392 | 11:49 | نویسنده : علیرضا |



شعری از ایت الله بهجت در مورد ظهور امام زمان عج

تاريخ : شنبه هفتم دی 1392 | 7:37 | نویسنده : علیرضا |



شعر زیبا در مورد حضرت مهدی، شعر در مورد انتظار

شعری زیبا در وصف حضرت مهدی عج

ای اُف بر این زمانه و ای اُف به روزگار!؟
تا کِی شکست ، خُرد شدن ، بغض ، انتظار ؟
تقویم ها نبود تو را ناله می کنند
در سال های ساکت و بی روح و مرگبار
تقویم ، بی تو ، هرچه که باشد قشنگ نیست
فرقی نمی کند (چه زمستان و چه بهار)
حتی تمام فلسفه ها بی تو مبهم اند ؛
مرزی نمانده بین جهان ، جبر ، اختیار
دنیا پر است از همه ی چیزهای شوم
از هرچه اتفاق عبث ، تلخ ، ناگوار
از زندگی به شیوه ی حیوان ، ولی"modern "
یعنی که : کار ، پول ، هوس ، کار ، کار ، کار ...
از"ism" های پرشده از پوچ ِ پوچ ِ پوچ
از طرز فکر های طرفدار انتحار
از هرچه ریشه اش به حقیقت نمی رسد ؛
از ماسک های چهره نما ، اسم مستعار
ازجنگ های خانه برانداز و بی دلیل
از قتل عام ، بمب ، ترور ، چوبه های دار
دنیا شبیه بشکه ی باروت ، شب به شب ـ
نزدیک می شود به عدم ، مرگ ، انفجار
من شرط بسته ام که می آیی و مطمئن ـ
هستم برنده می شوم آخر در این قمار
یعنی که می رسی و جهان پاک می شود
از هرچه جسم فاسد و اشباح نابکار
آن وقت با دو دست خودت پخش می کنی
در بین تشنگان جهان ، سیبِ آبدار
حرف دلم عصاره ی این چند واژه است :
تاکِی شکست ، خُرد شدن ، بغض ، انتظار ؟
این شعر اگر چه قابلتان را نداشته
آقا! فقط قبول کنیدش به یادگار
اصلاً برای این که بفهمم چه گفته ام
انگشت روی مصرع دلخواه خود گذار :
ـ یک شعر عاشقانه که می خوانی اش
و یا
ـ یک مشت درد دل که نمی آیدت به کار

http://binamoneshan69.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: مهدویت و ظهور ، شعرهای زیبا
برچسب‌ها: شعر زیبا در مورد حضرت مهدی , شعر در مورد انتظار , اشعار با موضوع انتظار امام زمان


تاريخ : شنبه بیست و سوم آذر 1392 | 7:41 | نویسنده : علیرضا |



شعری قدیمی از استاد سازگار برای مولا ابالفضل العباس ع

شعری قدیمی از استاد سازگار برای مولا ابالفضل العباس ع

من که باشد بر جگر دائم شرار آتشینم

گل به باغ جان دمد از نغمه های دلنشینم

گاه چون خورشید خیزد خندۀ نور از لبانم

گه زسیل اشگ خونین سرخ گردد آستینم

گاه در سوز و گدازم، گاه در راز و نیازم

گاه در بحر معانی، گاه در اوج یقینم

مرغ روحم زآشیان جسم در پرواز آمد

یافتم بینای خلق اوّلین و آخرینم

جمله موجودات را دیدم که در فخرند بر هم

هر یکی می گفت من برتر از آن بهتر از اینم

خاک گفتا من حسین ابن علی را گرد راهم

آب گفتا مهر زهرا مام آن سلطان دینم

بادگفتا من مطیع خادمان کوی اویم

نار گفتا دشمنش سوزد زبرق آتشینم

ماه گفتا خاک راه مرکبش را چهره سایم

مهر گفتا توسنش را بوسه زن برصدر زینم

گفت جبرائیل هستم بندۀ دربار آن شه

خواند میکائیل مدحش گفت عبدش را معینم

 

بعد ازآن گفتند ای انسان تودرعشقش چه کردی

 

گفت من صاحب وصال عشق آن عشق آفرینم

روز عاشورا به موجودات بانک اُخِر جُوا زد

جز مرا، کز مرتبت در کاخ اجلالش میکنیم

دست دادم فرق دادم چشم دادم جسم دادم

تا فدا گردید جان در راه آن نور مبینم

آن یکی شد دست بوسش و آن دگر پای بوسش

و آن دگر گفتا که هستی ای نگار نازنینم؟

گفت من ماه بنی هاشم، سرور قلب زهرا

شبل حیدر زادۀ آزادۀ ام البنینم

معنی درس وفایم، فانی راه خدایم

جرعه نوش چشمۀ علم امیرالمؤمنینم

شهسوار با وقار عرصۀ میدان عشقم

جان نثار سیّد العشّاق فخر راستینم

خوانده یزدانم زلطف و مرحمت باب الحوائج

یاور هر دردمند و بینوا و دل غمینم

گریبارم روز مردی، خم به ابروی کمانم

آیه نصرٌ مِنَ الله نقش بندد بر جبینم

روزمحشر هر شهیدی می برد حسرت به جاهم

زان که پرچمدار نور چشم ختم المرسلینم

دست دادم در ره حق تا که یزدان داد

با همه قدوسّیان طیّار در خلد برینم

ای گنه کاران بشارت باد زهرا روز محشر

آورد بهر شفاعت دست های نازنینم

تشنه لب در آب رفتم این سخن با خویش گفتم

من چگونه آب نوشم شاه را عطشان ببینم

مشک را پر کردم از آب و به خود گفتم که باید

راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم

راه نخلستان گرفتم لیک از شمشیر دشمن

قطع شد دست علم گیر از یسار و از یمینم

فکر کردم دست دادم آب دارم غم ندارم

سرفرازم ساقی عطشان آل یاو سینم

ناگهان دیدم که درره ریخت آب و سوخت فلبم

تیر زد بر مشک، آن خصمی که بود اندر کمینم

دیگر از دیدار آن لب تشنگان شرمنده بودم

تیر زد دشمن به چشمم تا که طفلان را نبینم

گفتم اکنون خوب شد خوب است برگردم به خیمه

ناگهان بر سرفرود آمد عمود آهنینم

ای علمدار ولی الله اعظم یاابالفضل (ع)

وی به یادت جاری از چشمان تر، دُر ثمینم

نیست امّیدی به جز مهر تو، روز واپسینم

http://mohseni87.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: شعرهای زیبا
برچسب‌ها: شعری قدیمی از استاد سازگار برای مولا ابالفضل العبا


تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 | 10:7 | نویسنده : علیرضا |



.: Weblog Themes By SlideTheme :.