X
تبلیغات
یا مهدی (عج)، قرآن، دانلود مداحی، شعر Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

یا مهدی (عج)، قرآن، دانلود مداحی، شعر
خواص آیات، دانلود مداحی جدید، گلچین ، سخنرانی مذهبی، شعر درباره ،دانلود قرآن، تصویر زیبا، دعا برای
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
جانم علی

شعری در عظمت امام علی با توجه به داستانی که در پستهای قبلی گفته بودم ...

سرّ توحید احمدی اینست: که علی را فقط خطاب کند
عرصه‌ی جنگ هم که تنگ شود روی حیدر فقط حساب کند

آی مرحب! برو کنار بایست، هدف انگار کندن در نیست!
شیر حق اینچنین که می‌غرّد آمده قلعه را خراب کند

روح انگار روح تازه گرفت، آمد از فاطمه اجازه گرفت
تا که در عرش، عکسِ حیدر را ـ درِ قلعه به دست ـ قاب کند
 
با دَم یا علی به هر دو دَمش، با هجوم سریع و پشت همش
ذوالفقار برهنه کاری کرد، ملک الموت اعتصاب کند

می‌پری آن طرف سواره، ولی، عمرو! آن سوی خندق است علی
جنگجویی ندیده‌ام چون تو سوی مرگش چنین شتاب کند

دلت از او شنید و نرم نشد؟ پیش خورشید بود و گرم نشد؟
پس لب ذوالفقار او تنها می‌تواند تو را مجاب کند

فرق او را شکافتی، بشکاف! مُحرِم است او و خواست قبل طواف
در وضویش به رسم عاشق‌ها روی خود را به خون خضاب کند

تیغ بر عمرو، پهلوان حیدر آنچنان زد که حضرت داور
ضربه‌ی روز خندقِ او را بهترین ضربه انتخاب کند

در میان عرب خبر پیچید، در دلش هر مبارزی فهمید
خاک خود را به باد خواهد داد رزم اگر با ابوتراب کند

همه دیدند امیر می‌آید زودتر از غدیر می‌آید
کی شود یک امینی دیگر شرح آن ضربه را کتاب کند؟

بیشتر بین عاشقانِ علی، حرف سلمان و مالک است ولی
رقص خرمافروش بر سرِ دار دل ما را همیشه آب کند

بعد یک عمر ذکر یا حیدر مطمئنیم ساقی کوثر
به دل کوزه‌گر می‌اندازد خاک ما ساغر شراب کند

قلب ما در لحد که می‌بویند، به رقیب و عتید می‌گویند
بنده‌ی حیدرند بگذارید او بیاید خودش حساب کند

شعرم از برق ذوالفقار رسید، روشن و گرم و بی‌قرار رسید
تا به ذره‌ نگاه یار رسید، می‌رود کار آفتاب کند1

شعر شمعی برای تو که نشد، قد گلدسته‌های تو که نشد 2
شادم اما، مگر شنیده کسی شاعرش را علی جواب کند؟

 قاسم صرافان


موضوعات مرتبط: شعر
برچسب‌ها: شعری زیبا برای امام علی ع
[ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ] [ 8:17 ] [ علیرضا ]

نماز


چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوی‌ها در جست وجو

باغ در حال قیام، کوه در حال رکوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پیشانی به خاک، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگین کمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سکوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

کاسه‌ی شبنم به دست، لاله می‌گیرد وضو

بیدها گرم نماز، بادها درهای و هو

سرو سر خم می‌کند، غنچه لب وا می‌کند

در میان شاخه‌ها، باد غوغا می‌کند

شاخه‌ها گل می‌کنند لحظه‌ی سبز دعا

دستها پُل می‌زنند، بین دلها و خدا

http://www.kilid-behesht1.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اسلام، اخلاق، شعر
برچسب‌ها: شعری زیبا در ارتباط با خدا, بخونید و لذت ببرید
[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 8:28 ] [ علیرضا ]

به سوی جبهه می رفت ونگاهش سوی مادربود/
وداعی کرد طولانی که گویی بار آخر بود

و او می رفت آهسته به سوی خاکریز عشق/
وجبهه از حضور او پر از احساس باور بود

دو چشمش خیس از اشک و دلش لبریز از احساس/
میان جمع بود اما دل او جای دیگر بود

عجب حال عجیبی داشت آن شب در دل سنگر
و او آماده پرواز مثل یک کبوتر بود

زمان حمله نزدیک و همه آماده رفتن/
نوای کاروان آن شب پر از الله اکبر بود

چپیه روی دوش او به سر سربند یا حیدر/
و او در کارزار جنگ چو سربازی دلاور بود

زمین دریایی از خون شد،زمرگ لاله های سرخ/
و او مانند یک ماهی به شط خون شناور بود

که ناگه ترکشی خورد و تبسم کرد و پرپر شد/
از او در ذهن من باقی، همان لبخند آخر بود


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: شعری درباه جبهه, شهید, اخر
[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ 7:34 ] [ علیرضا ]

 

 دلت را خانۀ ما کن، مصفا کردنش با من

به ما درد دل انشا کن، مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من

بیفشان قطره ای اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص، دریا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد دل بر مکن باز آی

در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آن را

طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن

غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه ها، تفسیر و معنا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را، جمع و منها کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو توبه نامه را بنویس، امضا کردنش با من


می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان قلبم بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادرم خلاصه میشد
و ... بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

و خدا را در جواب  سوالی از پدرم می دیدم :  " نور" 


موضوعات مرتبط: اسلام، اخلاق، شعر
برچسب‌ها: شعری درباره خد, مناجات با خدا, شناخت خدا در دنیای کودکی
[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ 7:3 ] [ علیرضا ]

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع


تـــشــنه لـب در کربـــــلا غـــوغــا بپا کردی حسین (ع)

جان خــــود را هــم برای دیــن فــــدا کردی حسین(ع)

لحــظـــه آخــرکـــه آن نامــرد خـــنـجـــر را کــــشـید

جــای نــفــرین، زیــر لـــب او را دعـــا کردی حسین(ع)

تا که دیدی پشـــت زینب (س) از مصیبـــت گشتـــه خم

مــادرت زهــــرای اطــــــــهـر را صــدا کردی حسین(ع)

شـــد زمـیــن کـــربـــلا از خــــون یــاران تــو ســـــرخ

ایــــن هـــمــه ایــثــار در راه خـــــدا کــــردی حسین(ع)

در مــــحــرم اشـــک مـن، چــون خـون تو رنــگیــن شود

قــــلــب مــا را هــم به عـشقــت مبـتـــلا کـردی حسین(ع)

گــــــنـــــج من باشـد گـــدایی در مــیــــان روضــــــه ها

صــد هـــزاران شــــکر چـــون مـا را گــدا کردی حسین(ع)
http://gomnam41.blogfa.com/

موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: امشبی را شه دین در حرمش مهمان است, عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است, مکن ای صبح طلوع
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 9:4 ] [ علیرضا ]

هدیه به حضرت زینب س

یک سال و نیم بعد تو سالار تشنه لب
زینب به آب لب نزده یار تشنه لب
یک سال و نیم بعد تو سوخت جان زینبت
شانه نخورده موی پریشان زینبت
یک سال و نیم گریه برای تو کرده ام
با عالمی که غرق عزای تو کرده ام
یک سال و نیم ناله زدم ای حسین من
یاد قدیم ناله زدم ای حسین من
یک سال و نیم خنده به زینب شده حرام
جز نام دوست نشنود از من کسی کلام
یک سال و نیم روضه گودال خوانده ام
از دست و پای زخمی اطفال خوانده ام
یک سال و نیم یاد گلوی تو بوده ام
وقت نماز محو وضوی تو بوده ام
یک سال و نیم یاد لبت از دلم نرفت
یاد نماز نیمه شبت از دلم نرفت
یک سال و نیم بعد تو سینه زدم حسین
آتش به جان اهل مدینه زدم حسین
یک سال و نیم بعد تو فریاد می زدم
در مسجدالنبی ز دلم داد می زدم
یک سال و نیم با پدر خسته گفته ام
از محمل برهنه و کف بسته گفته ام
یک سال و نیم با حسن از کوچه گفته ام
یک کوچه نه از غم صد کوچه گفته ام
یک سال و نیم نیمه شب بهر مادرم
گفتم حکایت سم اسبان و پیکرت
یک سال و نیم بعد تو خوابم نبرده است
زینب طعام سیر پس از تو نخورده است
یک سال و نیم زینب تو بود و زمزمه
خجلت ز روی مادر سردار علقمه
یک سال و نیم ناله ام البنین حسین
می زد مرا کنار بقیع بر زمین حسین
یک سال و نیم پیرهنت اشک من گرفت
شیب الخضیب اشک تنت از من گرفت
یک سال ونیم فکر سرت روی نیزه ها
یک لحظه ام نکرد برادر مرا رها
یک سال و نیم یاد سرت در میان تشت
از قلب پاره پاره خواهر جدا نگشت
یک سال و نیم زینب تو بود و اضطراب
یک خاطره است کشته مرا مجلس شراب


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، جملات زیبا، شعر
برچسب‌ها: شعر درباره حضرت زینب س
[ شنبه چهارم آذر 1391 ] [ 13:8 ] [ علیرضا ]
چد دوبیتی از بنده حقیر

عباس برای آب پر باز نما ..

                     .. تا نهر فرات خیز و پرواز نما

خواهی بروی برو ولیکن سردار .

                              .. یک بار دگر رقیه را ناز نما


شمشیر و سنان ز امدن پرسیدند

                         اندر بر او مشک و علم نازیدند

از بس که بود ماه رخ شهلایش

                                 تیرها هم رخ او بوسیدند


نگذارید عدو چهره ماهش بیند

                               یا تیر و کمان مقابلش بنشیند 
گر بشنود عباس حکایت مشک بدان 

                              سقا نرسیده علقمه میمیرد 

 


چشمان ابالفضل چو درّ می ماند

در دشت بلا رجز چو حیدر خواند

در کوفه اگر خون پدر ریخت زمین

یک دشت شمار خون او می داند



موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
برچسب‌ها: دوبیتی با موضوع تاسوهعا ورحضرت عباس
[ شنبه چهارم آذر 1391 ] [ 13:3 ] [ علیرضا ]

زیباترین ستاره دنباله‌دار شد

پیداترین ستاره دیبای خلقت است زیباترین سروده لب‌های خلقت است
زهراترین زهره زهرای خلقت است لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سئوال معمای خلقت است گنجینه جزیره اسرار زینب است

*****
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش در احتجاج بود زنی یک علم به دوش
قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش این رعد و برق نیست که انگار زینب است


******
خورشید روی قله نی آشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد

زیباترین ستاره دنباله‌دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است
**
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
کای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه
راحت بخواب چونکه پرستار زینب است
**
پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست
حتی به حال و روز دلش کاروان گریست
از خنده‌های حرمله و ساربان گریست
بر گیسوان شعله ور کودکان گریست
از ضربه‌های دم به دم خیزران گریست
بر خیل اشک قافله سالار زینب است
**
آن شانه صبور صبوری زما ربود
آن قامت غیور قیامت بپا نمود
آن شیرزن حماسه عباس را سرود
با دست خویش بیرق کرب و بلا گشود
بر بال‌های زخمی‌اش ای وای جا نبود
غم را بگو بیا که خریدار زینب است
**
زینب اگر نبود اثر کربلا نبود
شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود
زینب اگر نبود علم حق به پا نبود
این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود
یک یا حسین بر لب ما و شما نبود
در کار عشق گرمی بازار زینب است
**
با این که قد خمیده‌ام و داغ دیده‌ام
فتح الفتوح کرده‌ام هرجا رسیده‌ام
گر نیش کعب نی به وجودم خریده‌ام
گر طعم تازیانه چو مادر چشیده‌ام
چون کوه ایستاده‌ام ای سر بریده‌ام
در اوج اقتدار جهاندار زینب است
**
زینب کجا و خنده اشرار یا حسین
زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین
زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین
زینب کجا و این همه آزار یا حسین
زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین
در پنجه‌های بغض گرفتار زینب است
**
از نای من به ناله چو افتاد نای نی
عالم شنید از پس آن های‌های نی
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی
تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی
هجران توست آتش و نیزار زینب است

شعر از محمود کریمی


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، جملات زیبا، شعر
برچسب‌ها: شعری زیبا از محمود کریمی برای حضرت زینب س
[ شنبه چهارم آذر 1391 ] [ 12:41 ] [ علیرضا ]

بسم رب المهدی....

روزی هزار بار که شکر خدا کنیم

شاید که حق آمدنش را ادا کنیم

شب های ماتم آمده باید که خویش را

آماده تا برای دو ماه عزا کنیم

امسال هم بدون تو سرزد هلال غم

کی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم

ما عهد کرده ایم، به هر بزم روضه ای

اول برای روز ظهورت دعا کنیم

صاحب عزا بیا که به اذن نگاه تو

در سینه باز خیمه ماتم بپا کنیم

دستی بده که سینه زن نوحه ها شود

اشکی بده که خرجی این دیده ها کنیم

شاگرد مکتب شهدا و ولایتیم

هیهات اگر که بیرقتان را رها کنیم

یک روز میرسد که همه در جوار تو

عزم زیارت نجف و کربلا کنیم


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
[ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 17:54 ] [ علیرضا ]

آری سر شانه ام کبوتر شده بود
از خیمه برای پر زدن در شده بود
در کوچکی اش داشت بزرگی می کرد
یعنی علی اصغر، علی اکبر شده بود

***علی اکبر لطیفیان***

http://tishehayeashk.parsiblog.com/


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
[ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 13:36 ] [ علیرضا ]

زبان حال حر هم خیلی شنیدینه در قالب این چند بیت

سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی

چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی

شبیه کشتی نوحی، نه! مهربان تر از اویی

که حرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی

چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود

حسین فاطمه! می‌گفتم اشتباه گرفتی

من آمدم که تو را با سپاه و تیر بگیرم

مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی

بگو چرا نشوم آب که دست یخ‌زده‌ام را

دویدی و نرسیده به خیمه‌گاه گرفتی

چنان تبسم گرمی نشانده‌ای به لبانت

که از دل نگرانم مجال آه گرفتی

رسید زخم سرم تا به دستمال سفیدت

تو شرم را هم از این صورت سیاه گرفتی


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، اخلاق، شعر
برچسب‌ها: شعری در مورد حر ابن یزید ریاحی, مقتل حر, روضه حر, دانلود شعر و متن در مورد حر شهید
[ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 8:50 ] [ علیرضا ]

یا رقیه سلام الله علیها

از درد فراق همیشه در تب می شد

مشغول به آه و ناله هر شب می شد

افسوس که زود بال و پر باز نمود

می ماند اگر شبیه زینب می شد


شعری تقدیم به عمه سادات حضرت زینب کبری س

تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن

تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن

بگو برای من از خاطرات خود بانو

کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن

زبعد کرببلا کودکان بی بابا

شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن

الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت

صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟!

بجز شما چه کسی می تواند ای خانم

شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن

و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی

تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن

http://pakdelan.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: شعری زیبا در مورد حضرت زینب س وحضرت رقیه س دردانه , دانلود اشعار عاشورایی
[ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 8:43 ] [ علیرضا ]


بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم

یکی دو تا که نیست کبودی پیکرم

بیش از همین مخواه وگرنه به جان تو

باید همین کنار تو تا صبح بشمرم

از تو چه مانده است؟ بگویم "که ای پدر"

از من چه مانده است؟ بگویی" که دخترم"

اندازه ی لب تو لبم شد ترک ترک

اندازه ی سر تو گرفتار شد سرم

از تو نمانده است به جز عکس مبهمت

از من نمانده است به جز عکس مادرم

از تو سوال می کنم انگشترت کجاست؟

كه تو سوال می کنی از حال معجرم

دیدم چگونه سرت را به طشت زد

حق می دهی بمیرم و طاقت نیاورم

مرد کنیز زاده ای از ما کنیز خواست

بیچاره خواهر تو و بیچاره خواهرم

مرهم به درد این همه زخمی نمی خورد

بابا سرم تنم كمرم پهلویم پرم
 
http://pakdelan.blogfa.com/
 

موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: شعری برای حضرت رقیه س, 3 ساله اباعبدالله الحسین ع, خطاب به دختر امام حسین ع, در مورد خرابه نشین کربلا
[ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 8:35 ] [ علیرضا ]

کاش آنشب همه جا شب می شد

خاک گودال مؤدب می شد

داشت از خون گلوی آقا

لب گودال لبالب می شد

بی پر و بال و بدون سر هم

داشت جبریل مقرب می شد

کاش در نیمه شب دفن حسین

بوریا چادر زینب می شد

یا که افلاک ز هم می پاشید

یا تن شاه مرتب می شد
   
علی اکبر لطیفیان 
 
                                                                                 http://pakdelan.blogfa.com/

موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: شعری تکان دهنده از مقتل, دانلود شعر در مورد مقتل امام حسین ع
[ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 8:33 ] [ علیرضا ]
شناسنامه عزاداران امام حسین ع

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم

چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر

محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه

است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی

است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس

علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع )...

http://motahar122.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، جملات زیبا، شعر
برچسب‌ها: شناسنامه عزاداران امام حسین ع, شعری در مورد اقا امامحسین و حضرت عباس ع
[ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 13:0 ] [ علیرضا ]

سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی

چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی

شبیه کشتی نوحی، نه! مهربان تر از اویی

که حرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی

چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود

حسین فاطمه! می‌گفتم اشتباه گرفتی

من آمدم که تو را با سپاه و تیر بگیرم

مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی

بگو چرا نشوم آب که دست یخ‌زده‌ام را

دویدی و نرسیده به خیمه‌گاه گرفتی

چنان تبسم گرمی نشانده‌ای به لبانت

که از دل نگرانم مجال آه گرفتی

رسید زخم سرم تا به دستمال سفیدت

تو شرم را هم از این صورت سیاه گرفتی


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: شعری هدیه به امام غریبم مولا حسین ع, شعری زیبا درباره, متن شعر, شتن اشعار محرم
[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 14:29 ] [ علیرضا ]

این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین ..... شب های ماتم تو مرا

می‌کشد حسین

تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست ..... سرخی پرچم تو مرا

می‌کشد حسین


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: دو بیتی زیبا برای امام حسین ع
[ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 ] [ 8:5 ] [ علیرضا ]

سوم محرم ؛ بنـــــام دختر کوچک خرابه نشین

حضرت رقیه س می باشد ...

قربان پاهای کوچکی که در روی خار مغیلان مجروح شد ...



بابا شدی ذکر هر روزم      شبیه مو یه تو می سوزم

عمه می گفت بابای تو رفته سفر     از تنور خولی موهات می ده خبر      شدم برای عمه تو راه درد سر

بابا جون

من الذی ایتمنی بابا حسین 3

رو زخمای عمه نمک خورد     به جای ما هربار کتک خورد

بابا یتیمی سخته و بی درمونه       طفل یتیم غریبه و بی سامونه       زخم گلوت داره منو می سوزونه

بابا جون

من الذی ایتمنی بابا حسین 3

آسمونا هربار نیلی شد      نصیب گوش من سیلی شد

دشمن کشیده از گوشم گوشواره رو     چه مرهمی باشه گوشای پاره رو    با خود ببر این دختر آواره رو

بابا جون

من الذی ایتمنی بابا حسین 3

تو کودکی دارم پیر می شم      از زندگی بابا سیر می شم

دارم با این اشکام خودم رو می کشم    از زخمای عمه خجالت می کشم      دخترتو ببر که منت می کشم

بابا جون

من الذی ایتمنی بابا حسین 3

شاعر اهل بیت: برادر محمد موحدی

http://aseman0251.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اسلام، تصویر، شعر
برچسب‌ها: سوم محرم ؛ بنام دختر کوچک اباعبدالله الحسین, خرابه نشین, حضرت رقیه, شعری در مورد زهرای سه ساله
[ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 ] [ 7:5 ] [ علیرضا ]

صَلَی الله عَلَیکَ یا مَظلوم یا اَباعَبدِالله (ع)


بعد از نماز نافله ی شب دلم گرفت

تا صبح از غم تو مرتب دلم گرفت

با دیدن سواره و مرکب دلم گرفت

آقا فقط به خاطر زینب دلم گرفت

 

از حال و روز کوفه پریشان شدم حسین

گفتم بیا به کوفه پشیمان شدم حسین

 

پایان غصه های جدایی چه میشود؟؟

آقا اگر به کوفه نیایی چه میشود؟؟

رحمی به حال خود بنمایی چه میشود؟؟

یا اینکه بی رقیه بیایی چه  میشود؟؟

 

آقا نیا که مدعیان پشت پا زدند

آقا نیا که مرد و زن کوفه جا زدند

 

آقا نیا دیار حرام زاده های پست

آقا نیا که بیعت کوفی زهم گسست

"نزدیک خانه ی پدری ات سرم شکست "

شرمنده است سفیر تو آخر زپا نشست

 

شرمنده ام غمی به دل تو گذاشتم

دست خودم نبود کسی را نداشتم

 

زجر از رسیدن تو خبر دارد ای حسین

اینجا سنان به دوش تبر دارد ای حسین

صدها هزار نقشه به سر دارد ای حسین

جایی که حرمله ست خطر دارد ای حسین

 

اصلا قسم به مادر پهلو شکسته ات

کوفه نیا کمر به قتال تو بسته است

 

اینجا پرت شکسته شود پر بیاوری

صف بسته اند برای تو لشگر بیاوری

 عباس و عون و قاسم واکبر بیاوری

چندین قواره چادر و معجر بیاوری

 

ذاتا مرام کوفی پست بی وفایی است

ذاتا اساس کوفی پست بی حیایی است

 

دارند تیر و نیزه ی خود تیز می کنند

خورجین و اسب و قافله تجهیز می کنند

دل های خود ز بغض تو لبریز می کنند

روزی تن تو با قمه ریز ریز می کنند

 

کوفه که نیست دیار سگان جذامی است

کوفه که نیست محله ی مشتی حرامی است

 

اینجا برای کشتن تو اکبرت بس است

اینجا برای مرگ رباب اصغرت بس است

اینجا برای شمر کثافت سرت بس است

اینجا برای زجر لعین دخترت بس است

 

دادند دست به دست هم آقا چه هاکنند

هجده سر  بریده سر  نیزه ها کنند

http://sael110.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
برچسب‌ها: دانلود شعری در عزای مسلم ابن عقیل, کوفه نیا کمر به قتال تو بسته است, اینجا برای کشتن تو اکبرت بس است
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 14:41 ] [ علیرضا ]

شعری بسیار زیبا در مورد حضرت مسلم

نامردی اینجا باز بر پا ست برگرد

مسلم میان کوچه ها تنهاست برگرد

دیشب به یاد چشم های تو نخفتم

امشب سرم بر شانه غم هاست بر گرد

من آب می نوشم ولی از اشک دیده

چشمم به یاد لعل تو دریاست برگرد

اینجا برای درهمی سر می فروشند

بازار کوفه بعد از این غوغاست برگرد

اینجا گلوی طفل را بوسند با تیر

صد حرمله بر گرد من پیداست برگرد

اینجا تسلای یتیمان تازیانه است

سیلی جواب طفل بی باباست برگرد

سنگ و سر مسلم اگر زیباست اما
سنگ و سر زینب چه واویلاست برگرد

http://www.mahmel.ir/


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
برچسب‌ها: شعر در مورد مسلم ابن عقیل, دانلود شعر برای مسلم ابن عقیل, اشعار مداحی ویژه ورودیه کربلا, مسلم ابن عقیل, شعری بسیار زیبا, مسلم میان کوچه ها تنهاست برگرد
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 14:33 ] [ علیرضا ]

از عــــرش ...  از میــــــــان حسینـیـه خــــدا
آمـــد صــــدای نالـــه  «حـی علــی العـزا»


جمــــع ملائکـه همـــه گریــــان شـدند و بعد
گفـتنـد تسـلـیــت همـــه بر ســـــاحت خــدا

جبریل بال خـــدمت خـــود را گشـــود و گفت
یارب اجــــازه هست شــوم فرش این عــزا ؟

آدم زجنـــت آمــــــد و نالـــه کنــــان نشست
در بـزم استـجــــــابـت بـــی قـیـد هــر دعـــا

او کـه هــزار بــار به گــــــریــه نشستـــه بود
یک «یا حسین» گفت و همان لحظه شد به پا

آری تمــــــام رحمــت خـــود را خــدا گرفت...
گستــــرد بر محـــــرم این اشـک و گریـــه ها

آنگاه گفت : روضـــه بخـــوان «ایها الرسول»
جــــانـم فــــدای تشنـــــه لب دشــــت کربلا

روضـــه تمـــام گشــت ولی مـــادری هنـــوز
آیــد صــدای گریـــه اش از بین روضـــــه ها

شاعر:رحمان نوازی


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: اشعار استقبال از ماه محرم و صفر, شعر در رثای اباعبدالله الحسین, شعری زیبا در مورد امام حسین ع
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 13:4 ] [ علیرضا ]

تصاويري از چشمه آب زلالي كه صدها سال است گرداگرد قبر اصلي حضرت

ابوالفضل العباس در زير حرم مطهرش در كربلا طواف مي‌كند و اين است اجر

      تشنه ‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگي برادر ....

 

ای آب تو هم وفا نکردی  .........   رحمی تو به بچه ها نکردی

  دیدی که خیام و تشنه بودند ....... از کار خودت ابا نکردی

     لبهای قبیله عطش را ....... با خویشتن آشنا نکردی

                    لبهای رقیه (س) آب می خواست .....


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، تصویر، اخلاق، جملات زیبا، شعر، بزرگان
برچسب‌ها: تصاويري از چشمه آبی كه گرداگرد قبر حضرت ابوالفضل د, لبهای رقیه س, تشنه, سقای لب تشنه
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 10:32 ] [ علیرضا ]

حضرت عباس ع کیست ؟؟؟

خاندان حضرت عباس (ع)
دوران کودکی حضرت ابوالفضل العباس (ع)
مقام علمی حضرت عباس (ع)
مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع)
ایثار و جانبازی، راز و رمز تعالی حضرت عباس (ع)
القاب تابناک حضرت ابوالفضل العباس (ع)
اشعاری در مدح حضرت ابوالفضل العباس (ع)
 

موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، اخلاق، متن، شعر، بزرگان
برچسب‌ها: زندگی نامه کامل حضرت عباس ع, حضرت ابالفضل ع, ابوالفضل, ابوفاضل, باب الحوائج کربلا, بیوگرافی حضرت, مقام علمی حضرت عباس, خاندان و القاب
[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 9:51 ] [ علیرضا ]

یا امام حسین ع

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله

ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله

از کعبه گِـــل آمده، تـــا کعبه دل می رود

اين کاروان غم فزا، منزل به منزل می رود

يک زن ميان محملی، بر ناقه در تاب و تب است

عبـاس و اکبــر دور او، ايـن زن خدا يا زينب است

لحظه به لحظه می شود درد و غمش در دل فزون

گويـد حسينش زيــر لـب انّا اليه راجعون

نجمه نمی گيـــرد نگــاه از روی ماه قاسمش

با اشک حسرت ميزند شانه به موی قاسمش

در مهد آغوش رباب، رفته علی اصغر به خواب

بوسد گلـــوی نــاز او، امّــا دلــش در اضطراب

وقتی رقيه پــرده محمل بـه بالا می برد

دل می برد از قافله چون نام بابا می برد


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
برچسب‌ها: شعر به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم, شعر در مورد ایام محرم, شعر در مورد امام حسبن, شعر در مورد حضرت زینب, شعر در مور قافله کربلا, شعر در مورد حضرت عباس
[ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 15:32 ] [ علیرضا ]

یا حسین شهید


کم کم سیاهی علمت دیده می‌شود

آثار خیمه‌های غمت دیده می‌شود

افتاده سینه‌ام به تپش‌های انتظار

از روی تل دل، حرمت دیده می‌شود


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
برچسب‌ها: شعری برای محرم, در مورد محرم
[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 14:26 ] [ علیرضا ]

اشعاری نقدیم به مادر سادات س و امام زمان عج در عزای

 اباعبدالله الحسین ع


موضوعات مرتبط: اسلام، شعر
برچسب‌ها: شعر در مورد امام حسین ع, اشعری برای اباعبدالله الحسین, دانلود شعر, دو بیتی, شعر نوحه و مداحی
[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 7:4 ] [ علیرضا ]

 

از اشک می‌گویم که چشمت را بغل می‌کرد
دلتنگی‌ات را در خودش آرام حل می‌کرد

وقتی که می‌غلتید روی گونه‌های خاک
سرچشمه‌هایت را به دریایی بدل می‌کرد

سربند یازهرای بر پیشانی‌ات را هم
چون حلقه‌ی نورانی دور زحل می‌کرد

سروده : حسنا محمدزاده...


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، تصویر، اخلاق، جملات زیبا، شعر
برچسب‌ها: شعر تقدیم به شهدا, حسنی محمد زاده, کلیپ مستند از خاک درباره جبهه و شهادت, درباره جانبازان و اسرا, قسمت اول دوم سوم
[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 7:34 ] [ علیرضا ]

مطلب را خواندید و اشکی نصیبتان شد هدیه بفرمایید به روح مطهر حضرت زهرا س

«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند... به آسمان رود و کار آفتاب کند»

« عالمی از علمای نجف اشرف که اتفاقاً شاعر  زبردستی هم بوده و به دو زبان فارسی و عربی هم خیلی خوب سخن می گفته، در حرم مطهر حضرت علی (ع) نشسته بود، دید یک نفر عوام آمد جلوی ضریح مقدس و این شعر را گفت:

شمع می سازم برایت یا امیرالمؤمنین (ع)

قد این گلدسته هایت یا امیرالمؤمنین (ع)

 

شاعر عالم که اتفاقاً از نظر مالی هم خیلی در مضیقه بوده مشاهده کرد به محض اینکه آن مرد عوام این شعر را گفت: طرف روبروی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ( مقابل آنجائی که ضریح مبارک با انگشت حضرت شکافته شده ) در آنجا یک قندیل بسیار گرانقیمت بود و آن هدیه یکی از پادشاهان که برای حرم آورده و نصب نموده بودند، پاره شد و پایین آمد بلافاصله این مرد آن را گرفت که نشکند، تولیت آستان قدس علوی آنجا مشرف بودند.

ماجرا را مشاهده کرد، فهمید عطای مولا علی است! ولی این بنده خدا که نمی خواست قندیل طلا را ببرد آنرا به تولیت آستان داد.

بلافاصله چهار پایه آورند و آنرا نصب کردند. ولی وقتی پایین آمدند، دوباره قندیل پاره شد و آمد و افتاد در دامن این آقا!

این دفعه نکته ای بود : آن اینکه دفعه اول مرد عوام زیر قندیل بود ولی این دفعه زیر قندیل نبود ولی باز آمد و در دامنش افتاد.

در نتیجه این مطلب که این عطای مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است کسی شک نکرد!

تولیت گفت: این را حضرت به شما جایزه مرحمت کرده اند این را ببر و بفروش.

مرد عوام گفت: این را خودم هم فهمیدم ولی به کی بفروشم؟

خود تولیت گفت: من از پولهایی که مردم نذرامیرالمؤمنین صلوات الله علیه کرده و در ضریح مقدس ریخته اند به شما می دهم و این را از شما می خرم و این دفعه پاره نخواهد شد، و همینطور هم شد بردند و نصب کردند ولی این بار پاره نشد. ( این قندیل هم اکنون داخل ضریح مطهر امیرالمومنین - ع - می باشد که از طرف پایین پای مبارک نزدیک درب ضریح مطهر قابل رویت می باشد . )

آن عالم شاعر فقیر، سری تکان داد و گفت: عجب ما تا حال ضرر کردیم، این قدر که در فقر بسر بردیم، عقلمان نرسیده که یک قصیده ای برای حضرت بگوییم و بیاییم پول بگیریم. لذا همان شب نشست و یک قصیده یا غزل بسیار خوبی در مدح مولا سرود.

فردا آمد نگاه کرد ببیند کدام قندیل قیمتش بیشتر است زیر یکی از آنها ماند و خودش را یک کمی عقب کشید که اگر افتاد سرش را نشکند. قصیده را با صدای خوب خواند و منتظر بود که قندیل بیفتد ولی خبری نشد.

با خودش گفت: شاید حضرت نپسندیده، لذا سه روز، پی در پی شعرهایی سرود ولی خبری نشد. روز سوم خیلی عصبانی شد و با عصبانیت گفت: یا علی! اگر بگویی اول مسلمان بودم، قبول، اگر بگویی داماد پیغمبر بودم، قبول، اگر بگویی فاتح خیبر بودم قبول، اگر ... آخه اون شعر بود که آن عطا را دادی؟

ولی برای شعر من چیزی ندادی، با حضرت قهر کرد و رفت، همان شب در خواب مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را زیارت کرد در حالی که لبخند بر لبانش نقش بسته بود فرموند: « او خاص برای خدا گفته بود، ولی تو به خاطر عطا گفتی. فرق شعر تو با او این بود. ولی در این حال چون تاکنون کسی از در خانه ما دست خالی برنگشته این مطلب را یاد بگیر و برو، و آن اینکه یکی از شعرای شیعه و ثروتمند که در هندوستان است (آن موقع پاکستان و هندوستان از هم جدا نشده بود) بیتی را سروده در مصرع دوم مانده! شما این را یاد بگیر:

«به آسمان رود و کار آفتاب کند»

به او بگو مصرع اول را بگوید و شما این را بگو چون نذر کرده که نصف ثروتش را به کسی بدهد که مصراع دوم را بیاورد، بگو و جایزه را بگیر».

این شاعر بالاخره رفت و در هندوستان فرد مزبور را پیدا کرد و به او گفت: شنیده ام شما شعری در مدح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سروده ای و در مصرع دوم یک بیت مانده ای؟

جواب داد: بله! و شعر را گفت:

«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند»

شنیده ام کسی تا به حال بقیه اش را نگفته؟

گفت: بله، کسی نگفته و نذر کرده ام هر کس بگوید نصف ثروتم را بدهم.

بلافاصله عالم شاعر گفت:

«به آسمان رود و کار آفتاب کند»

شاعر هندوستانی گفت: احسنت! معلوم است شاعر زبردستی هستی؟! گفت: شاعر هستم ولی این حکایتی دارد و جریان را گفت. او هم خیلی خوشحال شد که آقا امیرالمؤمنین (ع) شعر او را قبول کرده و به نذر خود عمل کرد و ثروتش را بین خود و او تقسیم کرد.


برگرفته از کتاب خرمن معرفت   http://www.hamidestan.blogfa.com


این موضوع جور دیگه ای هم نقل شده که می تونید ادامه مطلب رو ببینید ولی قربون امام علی که در هر دو حالت بند نوازی کرده

موضوعات مرتبط: اسلام، اخلاق، جملات زیبا، داستان، شعر
برچسب‌ها: شعری منصوب به امام علی, شعری از زیان امام علی ع, تاثیر شعر برای اهل بیت ع, خدمت به اهل بیت و اجر آن, به ذره گر نظر لطف بوتراب کند, به آسمان رود و کار آفتاب کند
[ جمعه دوازدهم آبان 1391 ] [ 17:4 ] [ علیرضا ]

شهید سید مرتضی آوینی

الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.

شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد. 


محبوب من! وقتی به تو فکر می کنم شور و شوق سراسر وجودم را فرا می گیرد، شعله ی وصل و حضور در وجودم زبانه می کشد و وقتی به خود می اندیشم و عمر بر باد رفته ام را که در غفلت و بندگی غیر تو بوده می نگرم، شرمسار و سرافکنده می شوم، اما با این همه تو دستم را گرفتی و هدایت کردی...


تمام حجم زمین، هیچ در برابر تو

چقدر بوی اقاقی گرفته پیکر تو

خبر رسید که چشمان باغ غمگین است  

 که تکه تکه شده قامت تناور تو

از آن زمان که دلت را به آسمان دادی   

 گرفته عطر بهشت خدا سراسر تو...


استخـوانها به شهر برگردیـد ، دلمان عطـر خاک می خـواهد

آسمـان هم بـرای دیدن خـود ، تکـه ای از پـلاک می خـواهـد ..


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، اخلاق، شعر
برچسب‌ها: جملات و اشعاری زیبا, در مورد شهدا و جنگ, برای رزمندگان اسلام, دانلود متن ادبی برای شهید
[ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 9:11 ] [ علیرضا ]

تقدیم به اونهایی کهنوکرشون هستم ..شاید شمکا هم باشی ... آخه خیلی لذت بخشه ...جانبازها رو می گم  

صد مرتبه روی درد را کم کردی

آن‌ قدر که پشت مرگ را خم کردی

از دوش تو با طلوع تاول خواندم

در ساحت صبح غسل شبنم کردی

×××

مستی‌ست که از می محرم زده‌است

با زخم به روی زخم مرهم زده است

با دلهره نشمری تاول‌ها را

صبح است و دوباره باغ شبنم زده است

×××

دیدم دیدم شبی رُخ‌ات را دیدم

آن خال سیاه را سحر بوسیدم

آن شب به شهادت همه تاول‌ها

از شوق تو در پوست نمی‌گنجیدم

×××

او آینه‌دار آفتاب دریاست

هر صبح و غروب در رکاب دریاست

با آتش بادهای مسموم بگو

این تاول آتشین حباب دریاست

http://aseman0251.blogfa.com


موضوعات مرتبط: اسلام، شهید، شعر
برچسب‌ها: شعر درباره جانباز ها, شهید, شعری زیبا در مورد شهدا و جانبازان, اسرا, مفقود الاثر
[ چهارشنبه دهم آبان 1391 ] [ 7:20 ] [ علیرضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

فقط خدا ، اهل بیت و اسمانیان
برچسب‌ ها
ع (35)
شهید (16)
عج (15)
س (14)
eslam (13)
ره (12)
حجاب (11)
شهدا (10)
ص (8)
خدا (7)
allah (6)
1391 (6)
mp3 (5)
دعا (4)
مرگ (4)
قلب (4)
شعر (4)
hazrat (3)
لینک های مفید