X
تبلیغات
کوچکترین وبلاگ یا مهدی (عج)

کوچکترین وبلاگ یا مهدی (عج)
مطالب علمی قرآنی، اسامی، نامهای پسر و دختر مذهبی، خبرهای جذاب + عکس های دیدنی مذهبی
هفته سوم دی 1392
هفته دوم دی 1392
هفته اوّل دی 1392
هفته چهارم آذر 1392
هفته سوم آذر 1392
هفته دوم آذر 1392
هفته اوّل آذر 1392
هفته چهارم آبان 1392
هفته سوم آبان 1392
هفته دوم آبان 1392
هفته اوّل آبان 1392
هفته چهارم مهر 1392
هفته سوم مهر 1392
هفته دوم مهر 1392
هفته اوّل مهر 1392
هفته چهارم شهریور 1392
هفته سوم شهریور 1392
هفته دوم شهریور 1392
هفته اوّل شهریور 1392
هفته چهارم مرداد 1392
هفته سوم مرداد 1392
هفته دوم مرداد 1392
هفته اوّل مرداد 1392
هفته چهارم تیر 1392
هفته سوم تیر 1392
هفته دوم تیر 1392
هفته اوّل تیر 1392
هفته چهارم خرداد 1392
هفته سوم خرداد 1392
هفته دوم خرداد 1392
هفته اوّل خرداد 1392
هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته اوّل اردیبهشت 1392
هفته چهارم فروردین 1392
هفته سوم فروردین 1392
هفته دوم فروردین 1392
هفته چهارم اسفند 1391
هفته سوم اسفند 1391
هفته دوم اسفند 1391
هفته سوم بهمن 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته چهارم دی 1391
هفته سوم دی 1391
هفته دوم دی 1391
هفته چهارم آذر 1391
هفته سوم آذر 1391
هفته دوم آذر 1391
هفته اوّل آذر 1391
هفته چهارم آبان 1391
هفته سوم آبان 1391
هفته دوم آبان 1391
هفته اوّل آبان 1391
هفته چهارم مهر 1391
هفته سوم مهر 1391
هفته دوم مهر 1391
هفته اوّل مهر 1391
هفته چهارم شهریور 1391
هفته سوم شهریور 1391
هفته دوم شهریور 1391
هفته اوّل شهریور 1391
هفته چهارم مرداد 1391
هفته سوم مرداد 1391
هفته دوم مرداد 1391
هفته اوّل مرداد 1391
هفته چهارم تیر 1391
هفته سوم تیر 1391
هفته دوم تیر 1391
هفته اوّل تیر 1391
هفته چهارم خرداد 1391
هفته سوم خرداد 1391
هفته دوم خرداد 1391
هفته اوّل خرداد 1391
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته دوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته دوم فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته سوم دی 1390
هفته سوم آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته چهارم خرداد 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته سوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
آنری مسلمانه! هفته چهارم خرداد 1385
  • شعری زیبا تقدیم به امام زمانم عج  از  مرحوم فیض کاشانی
  • الا يا اَيُها المَهدي مُداوم الوَصل ناولها1
  • كه در دوران هجرانت بسي افتاده مشكلها
  • صبا از نكهت2 كويت نسيمي سوي ما آورد
  • ز سوز شعلة شوقت چه تاب افتاد در دلها
  • چو نور مهر تو تابيد بر دلهاي مشتاقان
  • ز خود آهنگ حق كردند و بربستند محملها
  • دل بي‌بهره از مهرت حقيقت را كجا يابد
  • حق از آئينه رؤيت تجلي كرد بر دلها
  • بكوي خود نشاني ده كه شوق تو محبّان را
  • ز تقوي داد زاد ره، ز طاعت بست محملها
  • بحق سجّاده تزيين كن مهل محراب و منبر را
  • كه ديوان فلك صورت از آن سازند محفلها
  • شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين حائل
  • ز غرقاب فراق خود رهي بنما به ساحلها
  • اگر دانستمي كويت بسر مي‌آمدم سويت
  • خوشا گر بودمي آگه ز راه و رسم منزلها
  • چو بيني حجت حق را بپايش جان فشان اي فيض
  • مَتي ما تَلْقَ مَنْ تَهْوي، دَعِ الدُّنيا وَ اَهْمِلها3

  •  پي نوشت : 1 . اي حضرت مهدي وصل مدام، به ساحت حضرتت را نصيب ما فرما.2 . بوي خوش. 3 . آنگاه كه خواهي به ملاقات آن كس كه هواي او را داري برسي دنيا را واگذاشته و بدان پشت پا زن

موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ] [ 13:33 ] [ علیرضا ]
بیت دوم را امام زمان سرود

جناب آقاي مصطفي حسني تعريف كردند: روزي همراه بعضي از دوستان جهت زيارت آقاي مجتهدي به قزوين رفتيم، محل سكونت ايشان منزل آقاي حاج فتحعلي بود.
بعد از اينكه لحظاتي را در خدمتشان سپري كرديم، خطاب به جناب حاج فتحعلي فرمودند:
كاغذ و قلمي تهيه كنيد تا يك دوبيتي درباره ي حضرت ابوالفضل(عليه السلام) بگويم،‌حاج علي آقا يك برگ كاغذ و قلمي به ايشان دادند.
پشت كاغذ مقدار اندكي خط خوردگي داشت، هنگامي كه آقا آنرا گرفته و مشاهده نمودند فرمودند؛ اسم حضرت را بر روي كاغذ قلم خورده نمي نويسند.
اين بيان و اظهار ايشان نشانگر نهايت ادب و احترام نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) بود.به هر حال حاج علي آقا فورا كاغذي كاملا تميز مهيا نمودند، آنگاه آقاي مجتهدي گفتند: حضرت ولي عصر ارواحنا فداه مي فرمايند: هر كس با اين دوبيت شعر متوسل به عمويم قمر منير بني هاشم حضرت عباس بشودحتما حاجتش برآورده خواهد شد، و سپس شروع به خواندن بيت اول كردند و در فاصله بيت اول و دوم حدود نيم ساعت با شدت تمام مي گرستيدند،‌آنگاه بيت دوم را خوانده و باز حدود نيم ساعت شديدا گريه كردند،‌آنگاه دوبيتي را روي كاغذ نوشتيم كه عبارت بود از:


يادم ز وفـاي اشجع نـاس آيد
وز چشم ترم سوده ي الماس آيد
آيد به جهان اگر حسيـن دگري
هيهات برادري چو عبــاس آيد


موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ چهارشنبه هفتم اسفند 1392 ] [ 11:49 ] [ علیرضا ]
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 7:37 ] [ علیرضا ]
شعری زیبا در وصف حضرت مهدی عج

ای اُف بر این زمانه و ای اُف به روزگار!؟
تا کِی شکست ، خُرد شدن ، بغض ، انتظار ؟
تقویم ها نبود تو را ناله می کنند
در سال های ساکت و بی روح و مرگبار
تقویم ، بی تو ، هرچه که باشد قشنگ نیست
فرقی نمی کند (چه زمستان و چه بهار)
حتی تمام فلسفه ها بی تو مبهم اند ؛
مرزی نمانده بین جهان ، جبر ، اختیار
دنیا پر است از همه ی چیزهای شوم
از هرچه اتفاق عبث ، تلخ ، ناگوار
از زندگی به شیوه ی حیوان ، ولی"modern "
یعنی که : کار ، پول ، هوس ، کار ، کار ، کار ...
از"ism" های پرشده از پوچ ِ پوچ ِ پوچ
از طرز فکر های طرفدار انتحار
از هرچه ریشه اش به حقیقت نمی رسد ؛
از ماسک های چهره نما ، اسم مستعار
ازجنگ های خانه برانداز و بی دلیل
از قتل عام ، بمب ، ترور ، چوبه های دار
دنیا شبیه بشکه ی باروت ، شب به شب ـ
نزدیک می شود به عدم ، مرگ ، انفجار
من شرط بسته ام که می آیی و مطمئن ـ
هستم برنده می شوم آخر در این قمار
یعنی که می رسی و جهان پاک می شود
از هرچه جسم فاسد و اشباح نابکار
آن وقت با دو دست خودت پخش می کنی
در بین تشنگان جهان ، سیبِ آبدار
حرف دلم عصاره ی این چند واژه است :
تاکِی شکست ، خُرد شدن ، بغض ، انتظار ؟
این شعر اگر چه قابلتان را نداشته
آقا! فقط قبول کنیدش به یادگار
اصلاً برای این که بفهمم چه گفته ام
انگشت روی مصرع دلخواه خود گذار :
ـ یک شعر عاشقانه که می خوانی اش
و یا
ـ یک مشت درد دل که نمی آیدت به کار

http://binamoneshan69.blogfa.com/


موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ شنبه بیست و سوم آذر 1392 ] [ 7:41 ] [ علیرضا ]

شعری قدیمی از استاد سازگار برای مولا ابالفضل العباس ع

من که باشد بر جگر دائم شرار آتشینم

گل به باغ جان دمد از نغمه های دلنشینم

گاه چون خورشید خیزد خندۀ نور از لبانم

گه زسیل اشگ خونین سرخ گردد آستینم

گاه در سوز و گدازم، گاه در راز و نیازم

گاه در بحر معانی، گاه در اوج یقینم

مرغ روحم زآشیان جسم در پرواز آمد

یافتم بینای خلق اوّلین و آخرینم

جمله موجودات را دیدم که در فخرند بر هم

هر یکی می گفت من برتر از آن بهتر از اینم

خاک گفتا من حسین ابن علی را گرد راهم

آب گفتا مهر زهرا مام آن سلطان دینم

بادگفتا من مطیع خادمان کوی اویم

نار گفتا دشمنش سوزد زبرق آتشینم

ماه گفتا خاک راه مرکبش را چهره سایم

مهر گفتا توسنش را بوسه زن برصدر زینم

گفت جبرائیل هستم بندۀ دربار آن شه

خواند میکائیل مدحش گفت عبدش را معینم

 

بعد ازآن گفتند ای انسان تودرعشقش چه کردی

 

گفت من صاحب وصال عشق آن عشق آفرینم

روز عاشورا به موجودات بانک اُخِر جُوا زد

جز مرا، کز مرتبت در کاخ اجلالش میکنیم

دست دادم فرق دادم چشم دادم جسم دادم

تا فدا گردید جان در راه آن نور مبینم

آن یکی شد دست بوسش و آن دگر پای بوسش

و آن دگر گفتا که هستی ای نگار نازنینم؟

گفت من ماه بنی هاشم، سرور قلب زهرا

شبل حیدر زادۀ آزادۀ ام البنینم

معنی درس وفایم، فانی راه خدایم

جرعه نوش چشمۀ علم امیرالمؤمنینم

شهسوار با وقار عرصۀ میدان عشقم

جان نثار سیّد العشّاق فخر راستینم

خوانده یزدانم زلطف و مرحمت باب الحوائج

یاور هر دردمند و بینوا و دل غمینم

گریبارم روز مردی، خم به ابروی کمانم

آیه نصرٌ مِنَ الله نقش بندد بر جبینم

روزمحشر هر شهیدی می برد حسرت به جاهم

زان که پرچمدار نور چشم ختم المرسلینم

دست دادم در ره حق تا که یزدان داد

با همه قدوسّیان طیّار در خلد برینم

ای گنه کاران بشارت باد زهرا روز محشر

آورد بهر شفاعت دست های نازنینم

تشنه لب در آب رفتم این سخن با خویش گفتم

من چگونه آب نوشم شاه را عطشان ببینم

مشک را پر کردم از آب و به خود گفتم که باید

راه نزدیکی برای خیمه رفتن برگزینم

راه نخلستان گرفتم لیک از شمشیر دشمن

قطع شد دست علم گیر از یسار و از یمینم

فکر کردم دست دادم آب دارم غم ندارم

سرفرازم ساقی عطشان آل یاو سینم

ناگهان دیدم که درره ریخت آب و سوخت فلبم

تیر زد بر مشک، آن خصمی که بود اندر کمینم

دیگر از دیدار آن لب تشنگان شرمنده بودم

تیر زد دشمن به چشمم تا که طفلان را نبینم

گفتم اکنون خوب شد خوب است برگردم به خیمه

ناگهان بر سرفرود آمد عمود آهنینم

ای علمدار ولی الله اعظم یاابالفضل (ع)

وی به یادت جاری از چشمان تر، دُر ثمینم

نیست امّیدی به جز مهر تو، روز واپسینم

http://mohseni87.blogfa.com/


موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 ] [ 10:7 ] [ علیرضا ]


دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن

گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن

مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست

تو در این معرکه ی درد مرا یاری کن

تیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا

به هوای سر زلفش تو هواداری کن

تیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست

عشق! ساکت منشین با دل من زاری کن

چشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند

قطره ی اشک تو در غربت من جاری کن

بانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه

لااقل بهر من سوخته دل کاری کن

آب را تا به در خیمۀ اصغر برسان

بعد آن بر من بی دست عزاداری کن


زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن 
از خیمه ها شده ای احتیاط کن
اوجی گرفته ای و به طوبا رسیده ای
هم قد مرتضی شده ای احتیاط کن
مهتاب روی شانه تو و آب زیر پات
یک دست تا خدا شده ای احتاط کن
یک ان یکاد نذر خودت کن برادرم
خیلی گرانبها شده ای احتیاط کن
یک لشگر آمده که بگیرد تو را ز من
از بس که دلربا شده ای احتیاط کن
دستت که قطع شد همگی جنگجو شدند
حالا که جدا جدا شده ای احتیاط کن
ای وای حرمله سر زانو نشسته است
مقصود تیرها شده ای احتیاط کن

هر چند که دیر کرد برمیگردد

نومید از او نگرد برمیگردد

اینقدر رباب بر سر و سینه نزن

چون قول که داد مرد برمیگردد

چون کوه دلت قرص که گرم است دلم

با آبِ زلال و سرد برمیگردد

دستش برسد به آب و آبی به لبش

اصلا ورق نبرد برمیگردد


جانم فدای تو به فداكاری ات قسم

بر خونِ از دو چشم تر و جاری ات قسم

 

دستت قلم شده ست به فكر علم نباش

من از تو راضی ام به علمداری ات قسم

 

ماهِ قبیله ام ز چه شق القمر شدی؟

حرفی بزن به زخم ِ سر ِ كاری ات قسم

 

من غُصه ی تو و تو غم ِ مشك میخوری؟

كافیست حرفِ آب به غمخواری ات قسم

 

حتی اگر به دشت لبت آب میرسید

حرفی نمیزدم به وفاداری ات قسم

 

ای باوفا فدای وفایت ز جا مخیز

افتاده نیز یاوری، بر یاری ات قسم

(هانی امیر فرجی)


در علقمه صدایِ دو مادر به تو رسید

شرمندگی من دوبرابر به تو رسید

 

باب الحوائج ِ همه یِ خیمه هایِ من

سقایی حریم ِ پیمبر به تو رسید

 

من تشنه یِ دوباره برادر شنیدنم

حالا صدا بزن كه برادر به تو رسید

 

از دست دادنِ تو مرا ورشكست كرد

باشد، ولی شفاعت محشر به تو رسید

 

فهمیده اند كشتن تو كشتن من است

بیهوده نیست اینهمه لشگر به تو رسید

 

نذرت قبول، خوب فدایِ علی شدی

هر كینه ای كه ماند ز خیبر به تو رسید

 

فرقَت عمود خورد، عمودِ حرم شكست

ارثِ سر ِ شكسته یِ حیدر به تو رسید

 

وقتی سر ِ تو بند نشد رویِ نیزه ها

بی معجری به خیمه و معجر به تو رسید

 

قبر تو كوچك است، گناهِ رباب چیست؟!

میگشت در پی ِ علی اصغر به تو رسید

 

وقتی شهیدها سرشان رو به نیزه شد

تنها سر ِ تو بود به پهلو به نیزه شد



موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 ] [ 8:5 ] [ علیرضا ]
شعری زیبا برای امام حسین ع

این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین
شب های ماتم تو مرا می‌کشد حسین

تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست
سرخی پرچم تو مرا می‌کشد حسین

از لحظه‌ی ورودیه تا آخرین وداع
هر شب ، محرّم تو مرا می‌کشد حسین

هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی
اشک دمادم تو مرا می‌کشد حسین

داغ علی اصغر و عباس و اکبرت
غم‌های اعظم تو مرا می‌کشد حسین

از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ
انگشت و خاتم تو مرا می‌کشد حسین

بر نیزه در مقابل چشمان خواهری
گیسوی درهم تو مرا می‌کشد حسین

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات
هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات


آخـر حسیـن ،ماتـم تو ،می کشــد مــرا

این غصـه محـــرم تو ، می کشـــد مــرا

اینجـــا بلــای تو تنـــزل می کنــــد به دل

ورنــه مصیبت اعظــم تو می کشــد مــرا



موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 13:31 ] [ علیرضا ]
گفتگویی با مداح و شاعر اهل بیت ع سيد محمد جوادی

سيد محمد جوادی: حاج منصور من را عوض كرد

برای پنجاه هزار نفر خواندی و برای دو نفر،برایت فرقی نکند..



موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 8:32 ] [ علیرضا ]

ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
خواهد که آب گوید اما زبان ندارد
دیشب به گاهواره تا صبح ناله میزد
امروز که تر کند لب دور دهان ندارد
رخ مثل برگ پاییز لب چون دو چوبه خشک
این غنچۀ بهاری غیر از خزان ندارد
ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را
یک برگ گل که تاب تیر و کمان ندارد
شمشیر اوست آهش فریاد او تلظُی
جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد
منت به من گذارید یک قطره آب آرید
بر کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد
با من اگر بجنگید تا کشتنم بحنگید
این شیر خواره بر کف تیغ سنان ندارد
مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها
جز اشک خجلت خود آب روان ندارد
تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن
جز شانۀامامش دیگر مکان ندارد
(میثم)به حشر نبود غیر از فغان و آهش
آنکو از این مصیبت آه و فغان ندارد

حاج غلامرضا سازگار(میثم)



موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 13:42 ] [ علیرضا ]

انواع شعر به همراه سبک خواندن آنها در وصف مولای متقیان امیر المومنین علی ابن ابیطالب علی ع

دریافت فایل:

سرود ولادت مولی الموحّدین، امیر المؤمنین

 

علی اسد ا...     علی ولی ا...

علی عین ا...     علی سرّ ا...

علی نور ا...     علی شمس ا...

علی وجه ا...    علی سیف ا...

علی اُذُنُ ا...      علی ولی ا...

علی اسد ا...      علی ولی ا...

قسم به ابروی علی         به تار گیسوی علی

که سمت وسوی دل من    نرفته جز سوی علی

قسم به تمّار علی            به اسم کرّار علی

سرم نرفته به خدا           به جز سر دار علی

ای دل من علی مدد        حاصل من علی مدد

وقت بلا کلید هر           مشکل من علی مدد



موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ چهارشنبه یکم آبان 1392 ] [ 13:38 ] [ علیرضا ]

شعری زیبا به مناسبت غدیر و در وصف امام علی ع



به جز از علي نباشد

به جز از علي نباشد به جهان گره‌گشايي **** طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلايي
چو به کار خويش ماني در رحمت علي زن **** به جز او به زخم دل‌ها ننهد کسي دوايي
ز ولاي او بزن دم که رها شوي ز هر غم **** سر کوي او مکان کن بنگر که در کجايي
بشناختم خدا را چو شناختم علي را **** به خدا نبرده‌اي پي اگر از علي جدايي
علي اي حقيقت حق علي اي ولي مطلق **** تو جمال کبريايي تو حقيقت خدايي
نظري ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن **** تو که يار دردمندي تو که يار بينوايي
همه عمر همچو "شهري" طلب مدد از او کن **** که به جز علي نباشد به جهان گره‌گشايي

"عباس شهري"



ای قبله دلها


سالیست که من دوخته‌ام چشم به راهی **** آن ماه که هر سال کند جلوه چو ماهی
خورشید ولایت به رحب چهره عیان کرد **** خورشید نتابیده چنین خوب به ماهی
ای قبله دلها افق کعبه بیارای **** بهتر ز تو بر قدرت حق نیست گواهی
هم عشق خبر داد ازین مسئله **** هم عقل جز حب تو دیگر نتوان یافت پناهی
هر جا که روم نام تو بی خویشتن آنجا **** چون سائل آشفته نشینم سر راهی
جان آوردم مژده که در جمع احباست **** از عین عنایت به منت نیز نگاهی
آنگاه کنم فخر به عالم که نباشد **** چون بنده گدایی و به کردار تو شاهی
نامت به زبان جاری و از شوق نمانده‌ست **** در دیده و در سینه دگر اشكی و آهی
روشن به امید است دل امروز که فردا **** شاید تو شفاعت کنی از نامه سیاهی
در راه ولایت شده‌ام رهرو و دانم **** زین ره نتوان یافت به حق بهتر راهی
اصل شجر خلقت دینست هراسش **** در سایه‌ات ار هست پناهنده گیاهی
با لطف تو چون کویم هر چند که باشم **** سرگشته به طوفان بلا چون پر کاهی
در آن گه گنهکارم و اندیشه ندارم **** آخر بشرم چون نکنم هیچ گناهی؟
یأس از کرم دوست گناهست و مرا نیست **** آری همه هست گنه‌بخش الهی
اسلام به شمشیر و به تدبیر تو را راست **** در جنگ چو آیی تو چه حاجت به سپاهی
ما را به ولای تو ز ما هست اگر خود **** هرگز نپسندیدی از دهر ز ماهی
دلداده شوم من، از آن روی که طبعم **** خوش مدح علی ساز کند گاه به گاهی

"دکتر ناظرزاده کرمانی"


علي آن شير خدا


علي آن شير خدا شاه عرب **** الفتي داشت با اين دل شب
شب ز اسرار علي، آگاه است **** دل شب محرم سرّ الله است
شب علي ديد به نزديکي ديد **** گر چه او نيز به تاريکي ديد
شاه را ديد به نوشيني خواب **** روي بر سينه ديوار خراب
قلعه‌باني که به قصر افلاک **** سر دهد ناله زنداني خاک
اشكباري که چو شمع بيزار **** مي‌فشاند زر و مي‌گريد زار
دردمندي که چو لب بگشايد **** در و ديوار به زنهار آيد
کلماتش چو در آويزه گوش **** مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سينه آفاق شکافت **** چشم بيدار علي خفته نيافت
روزه‌داري که به مُهر اسحار **** بشکند نان جوين افطار
ناشناسي که به تاريکي شب **** مي‌برد نان يتيمان عرب
تا نشد پردگي آن سرّ جلي **** نشد افشا که علي بود علي
شاهبازي که به بال پر راز **** مي‌کند در ابديت پرواز
شهسواري که به برق شمشير **** در دل شب بشکافد دل شير
عشقبازي که هم آغوش خطر **** خفت در خوابگه پيغمبر
آن دم صبح قيامت تأثير **** حلقه در شد از او دامنگير
دست در دامن مولا زد در **** که علي بگذرد از ما مگذر
شال مي‌بست و ندايي مبهم **** که کمربند شهادت را محکم
پيشوايي که ز شوق ديدار **** مي‌کند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديت حق **** سر به محراب عبادت منشق
مي‌زند پس‌، لب او کاسه شير **** مي‌کند چشم اشارت به اسير
چه اسيري که همان قاتل اوست **** تو خدايي مگر اي دشمن دوست
در جهان اين همه شر و همه شر **** ها علي بشر کيف بشر
کفن از گريه غسال خجل **** پيرهن از رخ وصال خجل

" محمد حسين شهريار"




ز كوى شاه اولیاء


نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا كند **** قسم به ذات كبریا، ز یُمن مرتضى كند
خدا چو هست رهنمون، مگر دگر چرا و چون **** كه او كند هر آنچه را كه حكمت، اقتضا كند
ز قدرت یداللّهى، كسى ندارد آگهى **** وسیله‎اش بود علىّ، خدا هر آنچه را كند
به جنگ بدر و نهروان، علىّ است یكّه قهرمان **** نِگر كه دست حقّ عیان، قتال اشقیا كند
به روى دوش مصطفى، نهد چو پاى مرتضى **** نگر به بت شكستنش، كه در جهان صدا كند
به رزم خندق و اُحد، به قتل عمرو و عبدود **** خدا بدستِ دست خود، لواى حقّ به پا كند
چو افضل از عبادت خلایق است ضربتش **** علىّ تواند این عمل، شفیع ما سوى كند
به پیشگاه كردگار، ز بس كه دارد اعتبار **** دیون جمله بندگان، تواند او ادا كند
نماز بى ولاى او عبادتى است بى وضو **** به منكر على بگو، نماز خود قضا كند
هر آن كه نیست مایلش، جفا نموده با دلش **** بگو دل مریض خود، به عشق او شفا كند
على است آن كه تا سحر، سرشك ریزد از بصر **** پى سعادت بشر، ز سوز دل دعا كند
على انیس عاشقان، على پناه بى كسان **** على امیرمؤمنان، كه مدح او خدا كند
پس از شهادت نبىّ، كه را سزد به جز على **** كه تا به حشر آدمى، به كارش اقتداء كند
قسیم نار و جنّتش، ترازوى محبّتش **** كه مؤمنان خویش را، ز كافران جدا كند
گهى به مَسند قضا، گهى به صحنه غزا **** گهى به جاى مصطفى، كه جان خود فدا كند
على است فرد و بى نظیر، على مجیر و دستگیر **** كه نام دلگشاى او، گره ز كار وا كند
ز كار قهرمانیش، پر است زندگانیش **** نگین پادشاهیش، به سائلى عطا كند
امیر كشور عرب، ثناكنان، دعا به لب **** برد طعام نیمه شب، عطا به بینوا كند
ز كوى شاه اولیاء، كه مهر اوست كیمیا **** كجا روى بیا بیا، كه دردها دوا كند




وقتی تو آمدی


وقتی تو آمدی دل ما پیش چاه بود
از فاطمه بزادی و زهرا گواه بود
وقتی تو آمدی همه نخل‎های تو
از پیش آمدند به بزمی که آه بود
وقتی تو آمدی همه آسمان شنید
فریاد دیو را که سرا پا سیاه بود
یک کعبه در شکاف تمنای دوست بود
یک قبله در سکوت سجود اله بود
وقتی تو آمدی همه کودکان شهر
دیدند ماه بهر یتیمان پناه بود
فرقت شکافت تا که دل کعبه نشکند
آری که سجده‎گاه تو چون قبله‎گاه بود

"سید جعفر علوی"


امید دل


علی تنهاست مولود عزیز خالق اکبر **** که از دیوار، مهمان شد نه مثل انبیا از در
علی تنهاست نوزادی که گوید: باز کن مادر **** ید از قنداق تا گویم هزاران ذکر بر داور
علی تنهاست یاور در میان قوم پیغمبر **** که شد در دعوت اول، وزیر و وارث و سرور
علی تنهاست مومن، عین کشف پرده آخر **** علی تنهاست مردِ اول مومن به پیغمبر
علی تنهاست باب علم، هر کاو طالب است از در **** علی تنهاست باب حِطّه، داخل کی شود کافر؟
علی تنهاست صاحب، منزلت، هارون پیغمبر **** علی تنهاست میزان عمل در وادی محشر
علی تنها احب خلق، نزد خالق اکبر **** کنار سفره طائر شده مهمان پیغمبر
علی تنهاست همسر، از برای دخت پیغمبر **** علی تنها برادر، بر نبی طاهر و اطهر
علی تنهاست در صلبش تمام نسل پیغمبر **** علی تنهاست در مرگِ تمام خلق در محضر
علی تنهاست قالع، درب خیبر را بسانِ پر **** علی تنهاست صابر تا حسینش خیره شد بر در
علی تنهاست ساقی، تشنگان را بر لب کوثر **** علی تنهاست حامی از برای کوثری دیگر
علی تنهاست مظلومی که شیران عرب را سر **** علی تنهاست محبوبی که بغض او نفاق آور
علی تنهاست تنها در درون بیت بی همسر **** علی تنهاست صابر صبر او ایوب را مادر
علی تنهاست کرّاری که حقاً غیر فرّار است **** زره در پشت، بی کار است اگر باشد برِ حیدر
علی تنهاست قاطع، شیرهای کافران را سر **** علی تنهاست عادل، کی ربود از مور، حتی پر
علی تنهاست استاد از برای میثم و بوذر **** علی تنهاست سلمان پرور و هم مالک اشتر
علی تنهاست منفق، مال خود در سرّ و در منظر **** علی آیات نجم و طور، میثاق، انما المنذر
علی کشاف کُربت‎‎ها، قسیم جنت و کوثر **** مُعز الاولیاء و قُدوه اهل کسا حیدر
علی فجار را قاتل، علی ابرار را سرور **** علی داماد پیغمبر، به دامان نبی پرور
علی صدیق اکبر او، علی فاروق اعظم او **** علی بئر معطل او، که بر چاهی نماید سر
علی را بوتراب آمد به عشقش آفتاب آمد **** فصاحت را تمام آمد، خطابت را کمال و فرّ
علی داعی، علی شاهد، علی هادی، علی حاضر **** علی راضی و مرضی و رضی و مرتضی حیدر
امیرالمومنین حیدر، ابوالسبطینِ پیغمبر **** ابوالریحانتین از دیده بینای آن سرور
علی تنهاست ساجد، سجده‎اش سجاده را باور **** علی تنهاست راکع، در رکوعش داده انگشتر
علی تنهاست عادل، عِدل عدلش عدل پیغمبر **** علی تنهاست صادق، صدق او صدیقه را باور
علی تنهاست بر مومن، امیر اول و آخر **** علی تنهاست بر مسلم، پدر، با خون فرقِ سر
علی تنهاست منصوب نبی الآخرین اول **** علی تنهاست مقتول شقی الآخرین آخر
علی تنهاست امید دل غمدیده جعفر **** به امر ناب پیغمبر به عشق سوره کوثر

"سید جعفر علوی"



ریزه ‎خور سفره احسان علی


کعبه خلوتگه اسرار فراوان علیست
بیت حق جلوه‎گر از روی درخشان علیست
در جهان مرد عمل باش و علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه و میزان علیست
ای کج اندیش مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علیست
روز محشر که گذرنامه جنت طلبی
آن گذرنامه به امضاء و به فرمان علیست
دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علیست
کشتن "مرحب" و بگرفتن خیبر در کف
خاطرات خوش دیباچه دوران علیست
دور شو ای پسر "عبدود" از دیده‎ی او
که شجاعان عرب پشه به میدان علیست
این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علیست
گرچه این دیده ز دیدار نجف محروم است
در عوض ریزه‎خور سفره احسان علیست

"سید حسن خوش زاد"



فاتح قلعه خیبر


تا صورت پیوند جهان بود، على بود **** تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
شاهى كه ولى بود و وصى بود، على بود **** سلطان سخا و كرم و جود، على بود
هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس **** هم صالح پیغمبر و داوود، على بود
هم موسى و هم عیسى و هم خضر و هم ایوب **** هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود
مسجود ملائك كه شد آدم ز على شد **** آدم كه یكى قبله و مسجود، على بود
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر **** بر كنگره‎ى عرش بیفزود، على بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن **** هم عابد و هم معبد و معبود، على بود
آن لحمك لحمى بشنو تا كه بدانى **** آن یار كه او نفس نبى بود، على بود
موسى و عصا و یدبیضا و نبوت **** در مصر به فرعون كه بنمود، على بود
چندانكه در آفاق نظر كردم و دیدم **** از روى یقین در همه موجود، على بود
خاتم كه در انگشت سلیمان نبى بود **** آن نور خدایى كه بر او بود، على بود
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج **** با احمد مختار یكى بود، على بود
آن قلعه‎گشایى كه در قلعه خیبر **** بركند به یك حمله و بگشود، على بود
آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام **** تا كار نشد راست نیاسود، على بود
آن شیر دلاور كه براى طمع نفس **** بر خوان جهان پنجه نیالود، على بود
این كفر نباشد سخن كفر نه این است **** تا هست، على باشد و تا بود، على بود

جلال الدین محمد بلخى(مولوى)


ز لیلایی شنیدم


ز لیلایی شنیدم یا علی گفت - به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد - به گوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشته -چو بر میخاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد - زبس بیچاره مریم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد - یقین آنجا علی هم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد -گمانم ابن ملجم یا علی گفت

دلا باید که هردم یا علی گفت -نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت
محمد در شب معراج بشنید -ندایی آمد آنهم یا علی گفت
پیمبر در عروج از آسمانها - بقصد قرب اعظم یا علی گفت
به هنگام فرو رفتن به طوفان -نبی الله اکرم یا علی گفت
به هنگام فکندن داخل نار -خلیل الله اعظم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد -کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
کجا مرده به آدم زنده میشد -یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
علی در خم به دوش آن پیمبر - قدم بنهاد و آندم یا علی گفت


هو یا امیر المومنین


ای وجه رب العالمین هو یا امیر المومنین
ای قبله ی اهل یقین هو یا امیر المومنین

راه طلب پویم تو را در هر کجا جویم تو را
در هر نفس گویم چنین هو یا امیر المومنین

خیل ملائک لشکرت ،تاج ولایت بر سرت
مُلک حَقت زیر نگین هو یا امیر المومنین

تو جان پاک مصطفی وصف تو از قول خدا
آیات فرقان مبین هو یا امیر المومنین

اول تویی،آخر تویی، یاور تویی، ناصر تویی
بر اولین و آخرین هو یا امیر المومنین

از بهر خدمت روز و شب، اِستاده با عجز و ادب
بر درگهت روح الامین هو یا امیرالمومنین

سوی محبان کن نظر، محفوظشان دار از خطر
ای حب تو حصن حصین هو یا امیر المومنین

دارد صغیر بی نوا بر آستانت التجاء
مگذارش از محنت غمین هو یا امیر المومنین

صغیر اصفهانی



توی نجف یه خونه بود


توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود
اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند می شد یه کیسه داشت که بر می داشت
خرما و نون و خوردنی هر چی که داشت تو اون می ذاشت
راهی ی کوچه ها می شد تا یتیمارو سیر کنه
تا سفره ی خالیشونو پُر از نون و پنیر کنه
شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پُرِ بارون بکنه باغای بی شکوفه رو
عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه
باید مثِ علی باشه هر کی که اهل دین باشه
بعدِ علی کی می تونه محرم رازِ من باشه
دردِ دلم رو گوش کنه تا چاره سازِ من باشه
فردا اگه مهدی بیاد دردا رو درمون می کنه
آسمون شهرمونو ستاره بارون می کنه
چشاتو وا کن آقا جون بالای خستمو ببین
منو نگا کن آقا جون دل شکستمو ببین

از مرحوم محمد رضا آقاسی



عَلَی الله


از صحبت اغیار گذشتیم علی الله
ما از همه جز یار گذشتیم علی الله

شد وعده ی دیدار من و یار شب تار
از خواب شب تار گذشتیم علی الله

خاکم به سر ار جز به وصالش بنهم سر
از جنت و از نار گذشتیم علی الله

از زهد ریایی که بود شیوه ی خامان
ما سوخته یک بار گذشتیم علی الله

در اهل زمانه دل بیدار ندیدیم
زین مردم بیمار گذشتیم علی الله

چشم طمع از مال جهان پاک ببستیم
از اندک و بسیار گذشتیم علی الله

از حرف ندیدیم به جز تیرگی دل
ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله

حق راست انا الحق خساگر چو حلاج
از بیم سر دار گذشتیم علی الله

از: علامه حسن زاده ی آملی(مد ظله العالی


مُهرِ مِهر علی


اگر به حکم تو باشند باد و آتش و آب
و یا به دست تو گردند سنگ و گل زر ناب

اگر مطیع تو گردند خلق روی زمین
وگر مسخر گردد تو را خور و مهتاب

اگر بنای معابد کنی هزاران بار
و یا به نام تو مسجد بنا شود صد باب

اگر به زهد نباشد تو را قدیم و ندیم
و یا ز کثت تقوی نباشدت خور و خواب

به هوش باش و شنو این سخن ز مردانی
بحق جمله رسولان بحق پنج کتاب

به سینه تو نباشد چو مُهرِ مِهر علی«ع»
نباشدت به دو دنیا نصیب غیر عذاب

از: مرحوم محمد علی مردانی


http://mahevelaa.behnamonline.net/


موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ چهارشنبه یکم آبان 1392 ] [ 13:13 ] [ علیرضا ]

یا باقر العلوم کلید دعا تویی
آقای بی حرم , حرم قلب ما تویی
تاریخ را ورق زدم و دیدم از قضا
همبازی سه ساله ی کرب و بلا تویی


موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 9:18 ] [ علیرضا ]

شعری زیبا با موضوع نماز و بچه ها .. کودکان و دختر بچه ها و آقا پسرای گل می وانند این ابیات زیبا را حفظ کنند



موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 13:10 ] [ علیرضا ]

اول ذی الحجه سالروز ازدواج

حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه(س) و روز خانواده

 بر شما مبارک باد


کارت پستال ازدواج حضرت علی و فاطمه س,سالگرد ازدواج علی و فاطمه,سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه,سالگرد ازدواج امام علی و فاطمه,عکس سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه

اول ذی الحجه ، روز ازدواج و خانواده نامگذاری شد تا تاکیدی باشد بر اهمیت و ارزش الگو گرفتن از ازدواج علی گونه و ارائه طریقی برای جامعه بشری درهمه قرون و اعصار. امید است که جوانان این مرز و بوم که تربیت یافته مکتب اهل بیت (ع) هستند، با الگو قرار دادن منش زندگی مولی علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و با توکل بر خداوند متعال آغازگر زندگی‌های مشترک اسلامی باشند.


لباس یاس بر تن کرد زهرا/ کنار دست او بنشست مولا

محمدخطبه خواندزهرابلی گفت/غلط گفتم بلی نه یاعلی گفت

عاقد: خدا

شاهد: رسول خدا (ص)

دفتر: لوح محفوظ

مکان: عرش

عروس: حضرا زهرت س (کوثر، یاس سپید)

داماد: علی ابن ابیطالب (حیدر)

سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک


کارت پستال ازدواج حضرت علی و فاطمه س,سالگرد ازدواج علی و فاطمه,سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه,سالگرد ازدواج امام علی و فاطمه,عکس سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه کارت پستال ازدواج حضرت علی و فاطمه س,سالگرد ازدواج علی و فاطمه,سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه,سالگرد ازدواج امام علی و فاطمه,عکس سالگرد ازدواج حضرت علی و فاطمه

http://mohebbanolmahdi14.blogfa.com/


موضوعات مرتبط و پیشنهادهای من:
[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 7:41 ] [ علیرضا ]
[ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 ] [ 9:20 ] [ علیرضا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
**بچه ها رو لینک زیر فقط یه بار کلیک کنید تا وب یامهدی رو محبوب کنید**
درباره وبلاگ

سلام .. خوبی ؟
این مطالب رو هر وقت اومدی اینجا من (یعنی برادر دینی تو) به یادت می ندازم
1- نماز قضا اگه داری از همین امروز شروع کن بخون همچنین روزه قضا و خمس ..
2- امروز هم اگه یه فرصت کوچولو گیر آوردی بگو "مهدی جان دوستت دارم "
3- امشب موقع خواب یه چک کن ببین گناهی انجام دادی که ابرو ریزی داشته باشه ؟
4- یکی از گناهان تکراری رو به هر زحمتی که هست بنداز برای چند ساعت بعد ....
بقیه اش رو هر کی خواست تا بهش بگم ..
ماییم و نوای بی نوایی .... بسم الله اگر حریف مایی
---------
گویند مرا به رسم رفاقت دعا کنید..

اما شما فقط مرا به قصد"شهادت"
دعا کنید ...
موضوعات وب
امکانات وب

ترجمه وبلاگ به دیگر زبان ها

translate this blog to another languages